خرید بک لینک
بازدید : 221 مرتبه دلبندم عيد امسال اولين سالي بود كه سه نفري خونه ي خودمون بوديم . تحويل سال ساعت 8 صبح بود و بيدار شديم گرچه خوابالو بوديم اما سر سفره هفت سين نشستيم و سال رو تحويل كرديم . عشقم اميدوارم سالي كه پيش رو داريم سال خيلي خيلي خوبي براي همه مون باشه. بعد از خوردن صبحانه رفتيم خونه عزيز جون برا ديدنشون كه همه اونجا بودن و بعد رفتيم خونه بابا بزرگ. و همون لحظه تصميم بر اين شد كه دايي وحيد و دايي فريد هم همراه ما بيان تهران چون من از مدتها پيش تهران اسكان گرفته بودم . هميشه دلمون ميخواست يكبار در تعطيلات عيد بريم تهران . يا مسافرتهاي ديگه ميرفتيم و يا اقوام تهراني ميومدن زنجان و ميسر نميشد تا بالاخره عزممون رو جزم كرديم و تصميم گرفتيم بريم تهران . نهايتا به سرعت بار و بنديلمون رو جمع كرديم و ساعت 2:30 راه افتاديم . و وقتي رسيديم تهران قرار رو بر اين گذاشتيم كه به جاي رفتن به اسكانمون بريم بگرديم و اخر شب برگرديم . همين شد كه پل طبيعت رو به عنوان اولين جا انتخاب كرديم . بسيار زيبا بود.. پارك آب و آتش هم رفتيم كه البته مشعل ها ديگه روشن نميشن و هوا خنك بود . و تاريك شده بود.

برچسب: نویسنده: الینا احمدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 12:50

بازدید : 178 مرتبه عزيزترينم و اما آخرين اتفاق فروردين ماه اين بود كه مامان دوست مهدكودكيت بهار جون شما رو برا تولد بهار دعوت كرد خونه شون . با مامان و باباي بهار جون رو تو مهد آشنا شده بودم و دورادور ميشناختمشون . خلاصه اينكه با وجوديكه استرس داشتيم اما موافقتمون رو اعلام كرديم كه بري تولد و دو تا از دوستاي ديگه ت هم دعوت بودن. روز 30 فروردين (95/01/95) لباسات رو پوشوندم و بردمت و تحويل مامان بهار جون دادم و يه بار زنگ زدم و گفتن هنوز تولد تموم نشده و يكبار اومدم دنبالت و گفتن شام نخورديم و قرار شد خودشون تولد تموم شد تماس بگيرن . حدود 9 بود كه تماس گرفتن واومدن دنبالت . خيلي خيلي بهت خوش گذشته بود. اولين تولدي بود كه تنهاي تنها رفتي. با توجه به اينكه رشته ورزشي اصلي بابا جون بدمينتونه و خيلي دوست داره شما هم اين رشته رو ادامه بدي شما رو با خودش برد آكادمي بدمينتون و گفتن يكي دو جلسه بياد تا بگيم استعداد داره و ميتونه از اين سن شروع كنه يا هنوز زوده . اولين جلسه بدمينتون روز جمعه مورخ 3 ارديبهشت 95 بود و كلي خوشت اومده بود و اين شد كه سن 4 سال و 8 ماه اين رشته رو شروع كردي.و هفته ا

برچسب: سالاد فصل بهار,اهنگ فصل بهار سال 94,تقویم فصل بهار سال 94, نویسنده: الینا احمدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 12:49

تاريخ : دوشنبه 15 آذر 1395 | نویسنده : مامان دردانه بازدید : 0 مرتبه آهسته فتح كرده اي با چشمهايت هر چه داشته ام را ... حالا تمام جهان من مستعمره ي توست ! موضوع :

برچسب: نویسنده: الینا احمدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 12:49

صفحه بندی